محمد رضا واليزاده معجزى
790
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
داخل آن كردند و به راه افتادند . قافله از همهجا گذشته و تا نزديك شهر خرمآباد رسيده بود . خوانين بالاگريوه با سواران و تفنگچيان خود در همهجا همراه قافله در حركت بودند و از كثرت اين همه كالا آب از لب و لوچه آنها جارى شده بود . شيطان به وسوسه آنها پرداخت و هرچه خواستند شيطان نفس را رام سازند و آن را پابند تعهدات خود سازند مقدور نشد و سرانجام همان اشخاصى كه متعهد حفظ قافله بودند ريخته و آن را غارت كردند . قماش به قدرى ارزان شد كه هر توپ آن به چند قران خريد و فروش مىشد . در اين سال عدهاى از كسبه خرمآباد از اين اموال غارتى صاحب ثروت و مكنت شدند . غارت لينچ در سال 1333 قمرى اتفاق افتاده در آخرين ماه فصل بهار . موضوع نفت پشتكوه ( دهلران ) نمايندگان كمپانى قراردادى با والى پشتكوه منعقد ساختند كه با شرايطى ، نفت دهلران را استخراج كنند . شرايط اين قرارداد من حيث المجموع به نفع والى بود و آنها در حوزه دهلران به عمليات اكتشافى پرداخته و به مخزن نفت هم رسيدند و حسن تفاهم كامل فىمابين برقرار بود . در سال 1340 ه ق . والى از مقر حكومت خود به عزم شكار به حوزه دهلران حركت كرد . البته شكار رفتن والى ساده نبود و تنها قريب هزار سوار و پياده مسلح در التزام او بودند و [ بنابراين ] با يك اردوى عظيم عازم دهلران گرديد . نماينده كمپانى در دهلران به تصور اينكه والى قصد حمله به عراق عرب را دارد به وحشت افتاد و به مسجد سليمان تلگراف زد كه والى با اردويى به دهلران آمده و خيال حمله به عراق را دارد . نماينده مقيم مسجد سليمان به او جواب مىدهد كه او قريبا خودم آنجا آمده و با والى تماس خواهم گرفت و نيز به او دستور داد كه با والى ملاقات كند . نماينده دهلران در شكارگاه به ديدار ولى رفت و طولى نكشيد كه نماينده مسجد سليمان هم وارد شد و به ملاقات والى رفت و روز بعد والى به اتفاق وزيرش مير صيد محمد خان براى بازديد او عازم شد و در مجلس سه نفرى ، نماينده انگلستان از والى پرسيده بود كه غرض شما از آمدن به دهلران چه بوده [ است ] . آيا محض سركشى بوده ، كه البته جز وظايف شما است كه به هريك از